تبلیغات
رفیقای همیشگی دبیرستان نمونه بقیة الله الاعظم (عج)

چهارشنبه 4 مهر 1386 عمومی ,

آقا کی گفته سر آدم توی هفته ی نحسی مثل این هفته خلوته ؟؟؟؟؟؟؟؟

تا الآن که در خدمتتون هستم ۷ بار سر کلاس رفتم تازه ۴ تا از کلاسهام رو هم پیچوندم

خلاصه چشمتون روز بد نبینه

ما حسابی این ترم افتادیم تو منگنه ( دهنمون داره ( حرف زشت ؟؟؟ ) باز میشه )

در کل آقا ما دیگه نمی تونیم زرت زرت زرت بیام آپ کنیم

هر دو سال یه بار می آم

به امید دیدار در تابستان ۸۷

یا عدالت


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 مهر 1386 و ساعت 02:09 قبل از ظهر توسط گودرز
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

یکشنبه 1 مهر 1386 عمومی ,

اقا من اون دفعه دروغ گفتم...خداییش الان برید کانال ۳ رو بگیرید اصلا خودتون ببینین چی داره..

مطمئنم که پشیمون نمیشین

این برنامه خیلی باحاله...در ضمن از دوستایی که این برنامه رو دیدن خواهش میکنم که برای منم تعریف کنن...Smiley


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 مهر 1386 و ساعت 04:09 قبل از ظهر توسط کاوه
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

یکشنبه 1 مهر 1386 عمومی ,

یه سلام گنده به همه ی گنبدیای با حال..یه سلام مشتی به ازاد شهریا. ...

بابلیا برن بوق بزنن...بعضی از اوباش نامرد عروسی داداششون کلا رفیق مفیقا رو یادشون میره..البته من اشاره ای به شخص خاصی ندارم اما حسن جان..دم به قمت...

حسن بفکن و بالا بنداز. روز اول مهر ساعت ۸ صبح نشستبم سر کلاس مقاومت مصالح

ااااااااااااااااااااااااااای ضد حال بود.استاد گیر داده که باید نرم افزار MATLAB  یاد بگیرین ۳  نمره داره.

Smiley


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 مهر 1386 و ساعت 04:09 قبل از ظهر توسط کاوه
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

یکشنبه 25 شهریور 1386 عمومی ,

سلام به همه ی دوستان و عزیزان گرام.  مخصوصا دو تا علیرضا ها و حسن گل(البته یه خورده اغراقم کردم در مورد حسن) که شماهایید که به سایتمون (همون وبلاگ) رونقی میدین  وگرنه که از .... بی خیال حرفه اضافی نزنیم.(البته سیدم هستا).نشکر تشکر .

خدایی اگه این وبو علیرضا راه نمینداخت ما اصلا از حاله همم خبر دار نمی شدیم(کی گفته کسی علیرضا رو تحویل نمیگیریم...).علیرضا گله (بی اغراق).

گودرز  جون کارت درسته .قبلا هم گفتم(اینو گودرزم بخونه) از اون بچه های با هوشه روزگاره.

حسن جون در این موردت چیزه خاصی ندارم بگم . فقط دوست دارم.

سیده جیگر    سیدم از بچه های فعال می باشد (است یا شایدم گشت ...).

جابر اقا هم که نمیاد نمیاد  وقتی هم میاد دنباله کسبو کاره گودرز یاد بگیر جون داداش.یه خورده تحویل بگیر حاجی.

کاوه   عسل هلو شفتالو(این میوه هم مینو دشتیه )(مینودشتی ها ی عزیز ناراحت نشید .)راستی کاوه اون برنا مه ی شبکه ی دو چی بود؟ مهندسه مکانیک.Smiley

اقا صابرم چون تازه رفیق شدیم حرفه خاصی نمی زنم تا سوء تفاهم پیش نیاد.

سلی هم الان اگه من مطلب بنویسم احتمالا ساله دیگه می خونه به خاطره همین بهش مطلبه در مورد اونو  اس ام اس میدم.

حمیدم که اومد فقط اسم خودشو دومین نفر تو لیسته نویسندگان گذاشت و رفت دیگه هم سر نزد.

فرهاد  ........

فریدون.......

احسان.....

شفاهی.......

اینا هم که اصلا اسمه وبم نمیدونن.یه خبر بهشون بدیم شاید واقعا گم کردن .

بنده هم(علی) هر وقت بتونم وصل شم سایت خودمون باز میکنم .حالا اگه مطلب زیاد نمی ذارم بر من خورده نگیرید همه مطالب و نظراتشون می خونم و نظر میدم.

دوستداره شما علی.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 شهریور 1386 و ساعت 04:09 قبل از ظهر توسط علی
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

شنبه 24 شهریور 1386 عمومی ,

منو بگو با هزار امید و آرزو رفتیم باکس نظرات رو باز کردیم دیدیم یه بیکار تر از خودمون پیدا شده اومده تو سایتمون

منو بگو تا الان فکر می کردم خودم کارهای غیر عادی می کنم مثلا همین بیدار موندمون اون هم به خاطر یه مشت آهنگ که تا الان ۴۳ درصد پر شده ( بدبختی تا ۲ ساعت دیگه ادامه داره )

منو بگو فکر می کردم این وقت شب همه بیدارین ...بابا سحر شد . نکنه شما همینطوری روزه می گیرین

دلیل این که دارم برای سومین بار مطلب می نویسم هم اینه که اولا امکان داره تا مهر مطلب دیگه ای ننویسم

بعدشم که خیلی حوصلم سر رفته  ...سایت جالبی هم فعلا ندارم ...بذارین یه خاطره تعریف کنم :

سال ۵۸ بود که من به صورت کاملا داوطلبانه رفتم جنگ .  اونجا بود که فهمیدم به واقع تا الان چه شخصیتی بودم و به روی خودم نمی اوردم . خلاصه ما تیر میزدیم و دشمن خمپاره

چشمتون خمپاره نبینه آقا ... یه خمپاره ای خورد بغل ما که همین ۱ ساعت پیش از بیهوشی دراومدم بعدشم اومدم اینجا ببینم حال شما خوبه یا نه ( این تیکه به تقلید از ظنز چاخونه بود )

البته این مطلب اون خاطره ای که بهتون گفتم نیست اگر خواستین من خاطراتم رو بنویسم

حسین نژاد میگه          یا حق

من میگم:                   یا عدالت

یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا عدالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت


نوشته شده در تاریخ شنبه 24 شهریور 1386 و ساعت 03:09 قبل از ظهر توسط گودرز
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

شنبه 24 شهریور 1386 عمومی ,

یادم رفت بقیه ی حرفام رو بزنم (شرمنده)

خطاب من به اون دسته از کسانی که سال در ماه به وبلاگ سر نمی زنن اینه که آقا سر بزنین

چیز بدی که نیست وگرنه من توش نبودم ( البته من میدونم همه ی بچه ها به خاطر وجود این علی عرفانی نمیان سر بزنن )

و البته به اون دسته از کسانی که فقط نظر می دن (مثل همین موجود نامرد) آقا شما ها هم یه چیزی بنویسین ( بعد ببینین باهاتون چی کار که نمی کنم جر‌ات دارین مطلب بذارین )

یه مدت که فقط من مطلب می نوشتم

الان هم که من و حسن و علیرضا و سید مطلب مینویسیم پس اون ۱۵ نفر که ادعاشون می شه کجان؟؟؟؟؟؟؟ 


نوشته شده در تاریخ شنبه 24 شهریور 1386 و ساعت 02:09 قبل از ظهر توسط گودرز
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

شنبه 24 شهریور 1386 عمومی ,

حسن جون : بالاخره یه فرقی بین شما ها و نابغه ی کامپیوتر باید باشه یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه روش من هم بده ؟؟  چرا مثل من مطلب می نویسی ( تک تک مخاطب قرار دادن بچه ها )

تازه عکسهای اسپایدر من واسه ی شوخی بود

وگرنه کافیه در گوگل سرچ کنی تا میلیونها و شاید حتی هزاران عکس پیدا کنی پس گیر الکی نده

تازه من این همه به قول خودت نبوغ گذاشتم  پ.ن رو تشریح کردم بعد تو می گی پ.ن یعنی پورنوگرافی ؟؟؟؟؟؟

همینی که من می گم درسته ... اینو تو گوشت فرو کن 


نوشته شده در تاریخ شنبه 24 شهریور 1386 و ساعت 01:09 قبل از ظهر توسط گودرز
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

جمعه 23 شهریور 1386 عمومی ,

سلام

اولا که جابر جون مخلصیم

دوما که علی جون مگر اینکه دستم بهت نرسه

سوما که علیرضا جون در مورد فضایی که قولش رو بهم داده بودی اقدام بفرمایید

اینم یه میل من هر بلایی دوست داری سرش بیار چون من خبرنامه و از این حرفا حالیم نیست

gharibe20002020@yahoo.com

تازه انقدر نگین مطلب و عکسها تکراری هستن من هر چیز جالبی که ببینم براتون می ذارم

در مورد ویرایش مطلب قبلی هم باید ضمن تشکر از علیرضا بگم اینترنتم یهو بهم ریخت

علیرضا اگر می خوای مطلب ( درباره ی ما ) رو برات بنویسم می دونی که رشتم اینه

یه سری خاطره از جنگ هم دارم که اگر بخواین براتون می نویسم و می ذلرم تو سایت

سوال نظرسنجی رو هم تغییر بده به :  مطلب کی بهتره ؟

اینطوری با ایجاد حس رقابت سایت پیشرفت می کنه

راستی چند تا از بچه ها خواسته بودند من هویت پ.ن رو  برملا کنم

من هم با تحقیقات فراوان این مطالب رو پیدا کردم :

پ.ن    این یک کلمه ی اختصاری مثل ناسا و از این چیزهاست

اما معنیش چیه ؟؟؟

۱- پدیده ی ناگوار

۲- پیشامد نحس

۳- پای نجس

۴- پاقدم نحس

۵- پیشامد ناگهانی

۶- پرنده ی نامرغوب

۷- پیر نادان

۸- پنگوئن نینجا

۹-پاداش ناتمام

۱۰- پسر نخاله

۱۱- پرواز ننگین

۱۲- پادوی ناظر

۱۳-پلیس ناشی

۱۴- پادشاه نفرین شده

این هم یه عکس از پ.ن که در عین ناباوری گرفته شده

در این حالت بازیکن سفید با عصبانیت می گوید :

اه ...   پ.ن  شد


نوشته شده در تاریخ جمعه 23 شهریور 1386 و ساعت 02:09 قبل از ظهر توسط گودرز
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

چهارشنبه 21 شهریور 1386 مطالب جالب و خواندنی ,

در مزایده فروش 2000 خط شماره رند «همراه اول» با حضور 857 متقاضی، رندترین شماره 43 میلیون و 650 هزار تومان فروخته ش

به گزارش فارس به نقل از روابط عمومی شركت ارتباطات سیار در این مزایده بیش از 600 میلیون تومان شماره رند خریداری شد


بر اساس این گزارش در این مزایده كه مجموع قیمت كل پایه بیش از 300 میلیون تومان در نظر گرفت شده بود 359 نفر برنده شدند كه شماره 09124444444 با بالاترین قیمت پیشنهادی به مبلغ 43 میلیون و 650 هزار تومان فروخته شد

در پایان این گزارش آمده است: میانگین قیمت برندگان در این مزایده بیش از یك میلیون و 700 هزار تومان بوده است



یكی میمرد از درد بینوایی

یكی میگوید: آقا زردك میخواهی!؟


Ye soali ke baram pish umad in bood ke : aya sahebane Operator e Hamrahe aval , Khoms va Zakate in sood ro ham midan ???

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 شهریور 1386 و ساعت 11:09 قبل از ظهر توسط سید علی
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت -

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

دوشنبه 19 شهریور 1386 مطالب جالب و خواندنی ,

چند روش توپ برای حال گیری

۱: استفاده از سوسک و یا سایر حشره های پلاستیکی ، این یک روش بسیار عالی مخصوصا برای ترساندن دخترها میباشد .

۲: وقتی سر سفره غذا هستید و بقلیتون زل زده به تلویزیون و اصلا حواسش به غذاش نیست ، بهترین موقع برای خالی کردن نمکدون در غذای فرد مذکور میباشد .

۳: وقتی به ساندویجی رفتید ، یک جوری سر دوستتون رو گرم کنید و بعد که حواسش پرت شد ، نی نوشابه اش را برداشته و گره بزنید و بعد داخل نوشابه اش قرار بدین ، موقعی که دوستتون خواست نوشابه اش را بخورد ، چهره اش دیدنیه .

۴: تمام مراحل بالا را طی کنید ، فقط به جای اینکه نی را گره بزنید ، در نوشابه اش نمک بریزید

۵: قلعه شنی ای را که بچه ها در ساحل درست کرده اند را خراب کنید و بعد با خنده بگویید معذرت میخوام .

۶: وقتی باکسی قرار دارین ، سعی کنید همیشه دیر سر قرار حاضر بشین .

۷: کسی که از بوس و ماچ بدش میاد رو ، بوسه باران کنید ، البته از نوع آبدار .

۸: هر وقت کسی براتون جک دسته اول تعریف کرد ، آن را جلوی چشمش برای دیگران تعریف کنید .

۹: وقتی یک فرد مبتدی میخواد برای اولین بار با کامپیوتر کار کنه ، فیشهای ماوس و کی بورد را بکشید .

۱۰ : جلوی فرد حسودی از محبتهای دیگران صحبت کنید .

۱۱: در موقع عصبانیت دوستانتون ، فقط بخندید .

۱۲: ساعت ۳ نصفه شب و در حالی که یک ماسک فوق العاده ترسناک بر سر دارین ، برین داداش و یا خواهرتون رو بیدار کنید .

۱۳: وقتی برادر و یا خواهرتون داره با یکی از بهترین دوستاش چت میکنه × فیوز کنتر را بالا بزنید .

۱۴: روی دیوار سفید خانه همسایتان با حروف بزرگ بنویسید : لطفا اینجا چیزی ننویسید .

۱۵: بعد از خوردن شام عروسی که همه در حال رفتن هستند ، دستهایتان را با لباس فرد جلوییتون پاک و مطمئن باشید که کسی نمیفهمد .

۱۶: درست در مسیر معلم و یا استادتون نخ نامرئی بکشید .

۱۷: روی صندلی معلم و یا استادتون چسب قطره ای بریزید تا به صندلی بچسبه .

۱۸: وقتی خونه یک فرد خسیس رفتید ، تمام قندهای قندون رو توی چاییتون بریزید .

۱۹: هر وقت رفتید خونه دوستتون و رفتین پای کامپیوترش ، همینکه دیدید دوست نیست ، سریع یک اف ۳ بزنید و ستاره نقطه ام پی ۳ رو سرچ کنید و تمام یافته ها رو شیفت ، دلیت کنید.

۲۰: چند دقیقه قبل از اینکه به قصد مسافرت از خانه خارج شوید با دوستتان تماس بگیرید و با اصرار او را به خونه تون دعوت کنید .

۲۱: وقتی متوجه شدید که یکی از اقوام تان میخواهد برای تعطیلات عید به مسافرت برود ، به مهمانی انها بروید و تا روز چهرده همان جا پلاس باشید .

۲۲: در دقیقه نود امتحان ، وقتی همکلاسیتون ، ازتون تقلب خواست به او کاغذ سفید تحویل بدهید .

۲۳: یک ساندیس خالی را باد کنید و به دوستتون تعارفش کنید تا بخوردش .

۲۴: وقتی به یک مغازه شیک شلوار فروشی رفتید ، برخلاف تاکیدهای فروشنده شلوار را آنقدر پایین بگیرید تا خاکی شود ، بعد از آن هم بگویید که آن را نپسندید .

۲۵: از ترقه هم فراموش نکنید ، چون کاربردهای بسیار زیادی داره .

۲۶: و در آخر وقتی مطلب دیگران رو در سایت رفیقا خوندید نظر  ندین .


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 شهریور 1386 و ساعت 12:09 بعد از ظهر توسط گودرز
ویرایش شده در تاریخ جمعه 23 شهریور 1386 و ساعت 01:09 قبل از ظهر

نظرات [ ]
-------------------------------------------------------------

مطالب پیشین

» وبلاگدار شدیم »» برگه!
» خبردار !
» احوال پرسی
» انقدر تو نت می چرخین، یه بارم را کج کنین بیایین اینجا!!!
» سُر سُره بازی یا سربازی...
» سال نو مبارک
» salam
» لبخندبزنیدعزیزان
» زندگی
» سلام بچز
» یه خبر خوب برای دوستای خوب
» ایام محرم الحرام و عاشورای حسینی بر همگان تسلیت باد
» عید سعید غدیر خم بر عاشقان مبارک باد
» عید سعید قربان، عید بندگی خداوند مبارک
» ماه ذیـ حج ـه فرا رسید...

صفحات

... 4 5 6 7 8 9 10 ...